تبليغاتX
بارانکده
الا بذکر ا... تطمئن القلوب


بارانکده








نفهميدم چطوري شد که پرسپوليسي شدم شايد براي اينکه توي چشم تمام اين پرسپوليسي ها عطوفتي خونين نهفته است.بابا چقدر سعي کرد من تغيير رنگ بدهم نشد.تمام آن کيهان ورزشي هاي قديمي و اينکه پدر در باشگاه آبي ها کشتي گرفته بود هم نتوانست ازاين معجزه قرمز شدن بکاهد.
حالا پرسپوليس قهرمان شده.گرچه از آن تيم رويايي من ؛ با مجتبي محرمي و فرشاد و عابدزاده و علي پروين فاصله عجيبي دارد...اما حس پرازشيطنت دوست داشتنش همان است.
اين سالها وقتي مي خواهم خبر پرسپوليس را بخوانم هم هميشه با خودم دودوتا چهارتا مي کنم نکند "برون فکني "کنم...اما فکر کنم آخرش هم تابلو مي شود که مارا چه ميلي به ليلي است.
پرسپوليس و استقلال يک خوبي ديگر هم دارند.همانطور که برزيلي ها زير سايه سامبا(رقص محلي برزيلي ها در هر شادي ) بعد از هر پيروزي ،مشکلات اقتصادي و شکم هاي گرسنه شان را فراموش مي کنند ما هم دغدغه هايمان يادمان مي رود.
فوتبال وسيله عجيبي است.خوشبختي موقت مي آورد...فراموشي مي آورد.......ببين ! آبي که نبودي تو؟!

منبع : کامران نجف زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1387 ساعت 13:40  توسط رضا منصف  | 


سلام. این پست معرفی کتابه، کتابی که به وسیله مجله چلچراغ باهاش آشنا شدم و از نمایشگاه کتاب خریدمش.

چون ناشرش کتابسرای تندیسه احتمالا تو بیشتر کتابفروشی ها میتونین پیداش کنین.

فقط این توضیح رو در موردش بدم که بهترین کتابیه که تا این لحظه از عمرم خوندم و مطمئنم که از خوندنش پشیمون نمیشین.

خلاصه : پسری پانزده ساله به نام " جرج رد " که یازده سال پیش پدرش رو بر اثر بیماری از دست داده، طی ماجرایی نامه ای از پدرش به دستش میرسه که تو آخرین روزهای زندگی جان ( پدر جرج ) خطاب به جرج نوشته شده و ماجرای دختر پرتقالی ...

در آخر هم جان سوالی از پسرش میپرسه که میتونه لحظاتی شما رو به فکر وادار کنه، اینم بگم که جواب من به اون سوال همون جوابیه که جرج داد، جواب شما چیه!؟

 

دختر پرتقالی / نویسنده : یوستاین گاردر / ترجمه : مهوش خرمی پور / ویراستار: ویدا اسلامیه / ناشر: کتابسرای تندیس / چاپ سوم 2500 تومان

The Orange Girl

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387 ساعت 7:49  توسط رضا منصف  | 


سلام. فعلا" خبر از این بهتر و مهمتر (برای خودم) ندارم که کلوب.کام رفع فیلتر شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 ساعت 7:41  توسط رضا منصف  | 


سلام. خوبید؟ چه خبرا؟ ببخشید یه مدتیه پست درست و حسابی نذاشتم. این کنکور ... برای هیچ کاری وقت نمیذاره. از اینکه با من همراهید، ممنونم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت 6:18  توسط رضا منصف  | 



لطفاً در صورت استفاده از مطالب این وبلاگ منبع آن را ذکر کنید